X
تبلیغات
شب نامه
شب نامه
قالب وبلاگ
زمان زیادیست سری به این دنیای قدیمی نزدم . امروز یک جمله باعث شد نام کاربری و کلمه عبور را دوباره به یاد آورم .

" هر چهل روز یه بار تماس بگیر حداقل به چهلم برسی!"

 

پ.ن : شرمسارم از عزیزانی که به یادم بودند و به یادشان نبودم / ممنون از دوست عزیزم که همچین جمله ای را گرچه به دیگری اما برایم تعریف کرد.

[ سه شنبه 16 خرداد1391 ] [ 23:0 ] [ سعید غلامی ] [ ]
نگرانم! وقتی بعد از دیدن فیلم " دوباره با هم" و "بی خداحافظی" از سینما خارج شدیم ، نگران شدم. اصلا حالش خوش نیست . امروز وقتی کریم - یکی از دوستان - تماس گرفت و گفت برای فیلم های امروز بلیط تهیه کرده و دعوت کرد تا با هم به تماشای باقی فیلم ها برویم ، راستش انگیزه ای برای اشتیاق ندیدم و با سردی پوزش طلبیدم برای عدم حضورم.

یاد جشنواره پارسال افتادم که پر از کارگردانان به نام بود ، البته اسم و رسم که مهم نیست ولی گاهی فیلمی که به دل بنشیند به دنبالشان می آمد.

منتظر دیدن  " نارنجی پوش" هستم تا بهانه ای باشد که به عیادت سینما بروم .

[ چهارشنبه 19 بهمن1390 ] [ 23:11 ] [ سعید غلامی ] [ ]
تا حالا این همه فیلم پشت سر هم تو سینما ندیده بودم. بعد از گذشت 3 روز از جشنواره فیلم فجر ، فرصتی پیش امد تا به دیدن چند فیلم برم.

"بی خود و بی جهت" از عبدالرضا کاهانی که انتظار فیلمی قوی تر از اینها را داشتم.

"یک روز دیگر" از حسن فتحی که مونده بودم زیر نویس بخونم یا فیلم ببینم قبلش هم که 2 ساعت فیلم دیده بودم و چشمام دیگه تار میدید. محتوای فیلم هم که بماند کاملا تکراری ، کاملا تکراری

"پل چوبی" از مهدی کرم پور . امید داشتم فیلم آخر خستگی تماشای فیلم های بی خود و بی جهتی را به در کند که ...!

فقط چند دیالوگ از این فیلم برایم ماند . "مهران مدیری" گفت : رفتن دلیل نمیخواد ، موندن دلیل می خواد (به خارج از کشور) / قدرت شیر یه عضله هاش نیست ، به درونشه / (زمانی که صحبت از ماست مالیه ساختمانها شد) اینا فوت و فن کاره ، چیزی که تو دانشگاه هاروارد هم یاد نمیدن

باقی فیلم ، پَر !

و در آخر فکر میکنم سینما چقدر "اصغر فرهادی" کم دارد

[ دوشنبه 17 بهمن1390 ] [ 22:55 ] [ سعید غلامی ] [ ]
شاید شما هم شنیده باشید

کرایه یک ساعت خر (الاغ) امام زاده داوود 20000 هزار تومانه . با این حساب درآمد 2 ساعتِ یه خر ، برابر با یارانه یک ماه یک ایرانیه .

لابد آخرش هم باید پیدا کنیم خر واقعی رو !

[ دوشنبه 19 دی1390 ] [ 19:11 ] [ سعید غلامی ] [ ]

الان هم داشتم اخبار 20:30 میدیدم . گزارشی درباره بازداشتگاه . در میان مصاحبه ها این خیلی جالب بود :

- گزارشگر رو به متهم در بازداشتگاه : این کلانتری چه طور بوده به نظر شما؟

- متهم : والا قبلا خیلی کثیف بود الان،من دو روزه اینجام خیلی تمیز شده و من مشکلی ندیدم

 

*فکر کنم مثلا ماهی یه بار برای بازرسی بازداشت میشده

[ یکشنبه 18 دی1390 ] [ 21:14 ] [ سعید غلامی ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من سعيد غلامي هستم
کارشناس مدیریت صنعتی
يه مردادي اصل . چرا میگم اصل ؟ خب واسه اینکه روزِ مردادِ ماهِ مرداد به این همه آدم روی زمین اضافه شدم . حالا بماند که کلی ویژگی مردادی دارم!
بعد از احداث وبلاگ قاصدک تصمیم به برپایی این وبلاگ گرفتم تا هر چه در امور می گذرد را ثبت کنم . شب نامه شد به خاطر آپ شدن شبانگاهی .
راستی خیلی خوش اومدی . باز هم وقت کردی سری به ما بزن . دنیای مجازی هم از این برو بیاها داره . اگر این گوشه کنارا پیامی ، حرفی ، حدیثی داشتی می دونی که کجا برام بذاری تا بخونم؟! آره همونجا که نوشته "پیام" .
.
شب و کابوس تنهایی
من و فکری که می آیی
خیال خام همرامه
من و کابوس و شب نامه
.
.
امکانات وب